|
تا حالا این ضرب المثل دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید رو شنیدید !؟ :D
گفتگوی دو دیوانه در حیاط تیمارستان موضوع از این قرار بود که فراری و
گناهکار ساعت چهار بامداد هوس گردش به سرشان زد و به حیاط تیمارستان آمدند و با
تصویر روبرویی٬ روبرو شدند. فراری: اون دره نشونه در تیمارستانه !؟ گناهکار: آره. اون درخته هم٬ درخت حیاط تیمارستانه. فراری: همون درخته که رفتی بودی روش میگفتی
قد قد من مرغم ! ؟ بعد بهت گفتم مرغ که پرواز نمیکنه ... گفتی چرا نیگا کن٬ بعد خودتو
پرت کردی پایین !؟ گناهکار: نه اون یکی دیگه بود این همونه که
تو رفتی روش بعد من گفتم درخت که از این چیزا نداره گفتی چرا این درخته داره. فراری: آها این همونه که دوتایی بالاش داشتیم
لانه عشق بنا میکردیم !؟ فراری: نه بابا. اون یکی دراز بود. شبیه سوسیس
بود ! فراری: این همونیه که صغی چلچله روش عکس اصغر
دیزلو کشیده بود هر روز بغل میکرد درخته رو ! بعد کبری کماندو زد تو سرش که چرا شوور
منو بغل میکنی ! گناهکار: آره آره. همونه. گناهکار: اتفاقا درخت سیب بود. هسته هم داشتن
سیباش. فراری: ایول ایول دیدی گفتم ! فراری: وای هسته سیب ! هسته سیب ! فراری: الهه من نمیتونم دوریشو تحمل کنم
! فراری: مرا یاری کن. احساس مکینم از غم فراغش
دارم جان میسپارم ! فراری: آه الهه ! غم این عشق را به دوش کشم
! آه ... یار با وفای من !! گناهکار: تحمل کن. تو میتوانی. مقاومت کن. فراری: نه الهههه ! آیا هسته سیب میخواهد
با دیگری ازدواج کند !؟ فراری: آه ... غم این عشق تحمل نتوان کرد
! گناهکار: شاید. گناهکار: تو باید این را بپذیری گناهکار: بگذار حقیقتی را به تو بگویم. فراری: آه نه ! برگو ! فراری: من تحملش را دارم ! گناهکار: هستهی سیب ازدواج کرده است. من
واقعا متاسفم که این خبر دهشتناک و غمانگیز را به تو گفتم. مرا ببخش. ده بیست تا شکلک گریه و خنده. فراری: آه ... من جان خواهم داد ! فراری: الهه٬ یار با وفایم... گناهکار: نه آرمیناااا فراری: به کنار بستر من آی ! گناهکار: باید تحمل کنی. تحمل کن. فراری: بیا تا آخرین وصیت های من را بشنوی
! گناهکار: مقاومت کن گناهکار: میآیم. اما تو نباید بمیری. من
بدون تو میمیرم و اینگونه دو نفر از دانشمندان و عالمان از روی زمین کم میشوند. فراری: نمیتوانم ... فراری: بیا .... فراری: آه ... هیییع فراری: (افکت نفس های آخر ! ) گناهکار: نـــــــــــــــــــــه. گناهکار: آرمـــــــــــــــــــــیناااااااااااااااااااااااااااا گناهکار: نباید مرا تنها بگذاری فراری: خخخخخخ (افکت صدایی ِ جان سپردن !
) گناهکار: نـــــــــــــــــــــــــــــــــه گناهکار: هوففففففف ( افکت صدای مردن من) گناهکار: و اینگونه بود که آندو در کنار
هم جان سپردند. فراری: پابان پرده اول ! ساعت چهار و بیست و شیش٬ به اتمام رسید. چند دقیقه بعد elahe k: آرمینا ساعت چهار صبح بیزی هستی؟ armina: نه بابا armina: نمیره این علامته به جان ِ خودم ! elahe k: :D armina: هرکاری میکنم armina: میزنم تو سرش ! armina: گیساشو میکشم elahe k: از اد لیست من فقط تو آنی armina: انگشت میکنم تو چشش ! armina: نمیره اصلا ! armina: هین منم دارم میرم armina: بخوابم ! elahe k: کشتیش بیچاره رو. گناه داره بابا. armina: آخ آخ armina: نامرد elahe k: منم همینطور armina: ویشگون میگیره الهه ! elahe k: رحم کن بهش آرمینا armina: نه نمیشه armina: من باید armina: این نامردو armina: بکشمش ! elahe k: :)) آرمینا اینویز شد. armina: ا ! armina: خودم مردم ! elahe k: گناه داره جان خودم armina: ولی نههههه armina: تـــــــــق armina: دیشیمف armina: بومف armina: شپلخ armina: تلق elahe k: بابا نکن این کارا رو. armina: آآآآآآآآآآآآییییییییی armina: جیــــــــــــــــــــــــــــــــغ elahe k: آرمینا خودتو کنترل کن armina: پوشومف ... armina: تق ! elahe k: رحم کن بهش elahe k: گناه داره به خدا elahe k: :(( armina: بووووووووووووووووووومب ! elahe k: نــــــــــــه. آرمینا گناه داره armina: حس میکنم elahe k: کشتیش؟ :(( armina: بر اثر بمب گذاری مربوطه armina: و ترکوندن این بیزیه armina: نیمی از حیاط بیمارستان تخریب شد armina: باید جریمه بدیم ؟! elahe k: آره خب. اگه ندی که پدرتو در میارن. armina: شت ! باشه بعدا حساب میکنم ! armina: حالا باشه بعدا یه فکری به حالش میکنم. The end
|
About
و پس از حضور در تیمارستان شما باید به اولین بیمارستان بخش سوانج روده ( روده بری ، روده پیچی ، روده گره خوری و ... ) مراجعه فرمایید !
Home
|